
اینفوگرافیک «میمون روی شانه» (The Monkey on the Back) یکی از کلیدیترین مفاهیم مدیریت زمان و تفویض اختیار (Delegation) است که اولین بار توسط ویلیام آنکن مطرح شد.
این مفهوم دقیقاً به این موضوع میپردازد که چطور مدیران ناخواسته تمام وقت خود را صرف حل مشکلات زیردستان میکنند، در حالی که پرسنل منتظر نشستهاند تا مدیر کارشان را انجام دهد!
تحلیل مفهومی برای ساخت تصویر:
در این استعاره، هر «مشکل» یا «وظیفه» یک میمون است.
- شروع: کارمند در راهرو به مدیر میرسد و میگوید: «رئیس، ما در فلان بخش به مشکل خوردیم، چه کار کنیم؟» (میمون یک پایش روی شانه کارمند و یک پایش روی شانه مدیر است).
- اشتباه استراتژیک مدیر: مدیر میگوید: «الان جلسه دارم، بگذار بررسی کنم بهت خبر میدهم.» (در این لحظه، میمون کامل روی شانه مدیر میپرد و کارمند آزاد و رها به سراغ قهوهاش میرود!).
- نتیجه: مدیر در پایان روز دهها میمون روی شانهاش دارد و وقت نمیکند به کارهای استراتژیک خودش برسد، در حالی که پرسنل معطل «خبرِ مدیر» هستند.
توضیح تصویر:
- مرکز تصویر: مدیری که پشت میز کارش نشسته یا در حال حرکت است و غرق در انبوهی از میمونهای کوچک و بازیگوش است که از سر و کولش بالا میروند.
- پرسنل: تعدادی کارمند که دم در اتاق ایستادهاند، دستشان خالی است و با لبخند یا آرامش منتظرند. برخی از آنها حتی یک میمون جدید در دست دارند تا به محض اینکه مدیر سرش را بلند کرد، آن را روی شانهاش بیندازند!
- جزئیات روی میز: روی میز مدیر تابلویی است که نوشته “STRATEGIC PLANNING” (برنامهریزی استراتژیک) اما زیر انبوه میمونها دیده نمیشود.
- شعار (Label) روی دیوار: “Who’s Got the Monkey?” (میمون دست کیست؟).
با پیاده سازی سیستم های هوش تجاری زیردستان سریعتر و دقیق تر مسائل مرتبط با کار خود را درک نموده و نسبت به آن واکنش نشان داده و تحلیل صورت میگیرد ، قبل از اینکه به چالش حل نشدنی و نیاز به مداخله و تصمیم گیری مدیریت تبدیل شود .
باید مدیران را برای رسیدگی به سیاست های کلان و برنامه ریزی ها استراتژیک تنها گذاشت ، چراکه برای آن خلق شده اند . در غیر این صورت مجموعه ها با کندی و توقف پیشرفت روبه رو خواهند شد و درنهایت به پایان کار خود میرسند .


